اكبر ترابى شهرضايى
433
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
محبوب » گفتهاند ؛ و برخى به جاى « فضالة بن ايّوب » ، « عثمان بن عيسى » را نام بردهاند . فقيهترين آنان ، « يونس بن عبدالرحمان » و « صفوان بن يحيى » هستند . از ملاحظهى اين سه عبارت استفاده مىشود - در عبارت دوّم و سوّم چيزى تازهتر از گذشته ، و مطلب جديدى اضافهتر ندارد . - امتياز اين هيجده نفر از بقيهى راويان كه از اصحاب اجماع نيستند ، اين است كه عدالتشان اتّفاقى است و كسى دربارهى آنان اشكال نكرده و خرده نگرفته است . صاحب وسائل رحمه الله مىفرمايد : معناى اين سه عبارت آن است كه اگر سند روايتى تا يكى از اين افراد صحيح بود ، بايد به صحّت آن روايت حكم كنيم ؛ و كارى به وثاقت يا ضعف راويان پس از اين گروه نداشته باشيم ؛ حتّى اگر راوى يهودى يا مجهول الحال يا متجاهر به فسق باشد و يا روايت را به نحو مرسل نقل كنند ؛ در همهى صورتها روايت براى ما حجّت است ؛ مثلًا اگر روايتى از زراره داشتيم بايد افرادى كه بين ما و زراره واقع شدهاند ، بررسى گردد ؛ اگر موثّق بودند و سند زراره صحيح باشد ، از زراره به بعد مشكلى نيست ؛ زراره از هر كسى روايت كرده باشد ، آن روايت براى ما حجّت است . « 1 » نقد نظر صاحب وسائل رحمه الله اوّلًا : كشّى در گروه اوّل چنين بيانى ندارد ؛ بلكه گفته : « أجمعت العصابة على تصديق هؤلاء » و در گروه دوّم و سوّم عبارتش چنيناست : « أجمعت العصابة على تصحيح ما يصحّ عن هؤلاء وتصديقهم لما يقولون » و « أجمع أصحابنا على تصحيح ما يصحّ عن هؤلاء وتصديقهم » . آيا براى طبقهى دوّم و سوّم امتياز خاصّى قائل شده است ؟ در حالى كه مقام طبقهى اوّل به مراتب از طبقهى دوّم و سوّم بالاتر است . ثانياً : صاحب وسائل و علّامهى بحرالعلوم رحمهما الله و غير ايشان در عبارت كشّى رحمه الله دقّت نكردهاند ؛ اگر مقصود كشّى رحمه الله از « أجمعت العصابة على تصحيح ما يصحّ عن هؤلاء » اين است كه اصحاب اجماع داراى خصوصيّتى هستند كه به رجال پس از آنان نبايد نگاه
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 20 ، ص 80 و 81 .